تبليغاتX
شهید گلعلی فندرسکی

حدودا روز17|5|64 بود كه مشغول نماز مغرب شديم و من هنوز تكبيره الاحرام را نگفتم تيري از سوي خصم به پشت سنگر ما برخورد كرد و بلوكه اي را دو تكه كرد بلوكه اي كه ضخامت ان به 40 سانتيمتر ميرسيد و ريزه سنگهاي ان را به سر و صورت و سينه من پاشيد و قدري هم ريزه سنگها داغ شده بودند و بلوكه قدري به داخل امده بود

حمدالله تعالي

سه شنبه 26|5|64 فندرسكي

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:30  توسط اشنا  | 

 

بسمه تعالي

صبح امروز26/5/64ساعت5/4 بلند شديم براي اداي نماز صبح و بعد از اينكه وضو گرفتم و اذان را گفتيم معمولا مستحب است كه بين اذان و اقامه دعا كنيد و من دست به اسمان بردم يكمرتبه به يادم امد كه ديشب نه تنها ديشب بلكه هميشه دعا كردم ولي حتي يكي از انهايي را كه خواسته بودم مستجاب نشد و با حالت نا اميدي دعا كردم هنوز مشغول دعا بودم با حالت نااميدي كه تيري در جلوي من به پشت كمين ما بر خورد كرد، بايد فهميده باشيد كه من بعد از اين  با چه شوري دعا كردم و از خدا حاجت خواستم

والله عليم بذات صدور             26/5/64

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 5:4  توسط اشنا  | 

 

چند دقيقه بيشتر نميگذرد ،اكنون كه ساعت 7صبح روز 26/5/64 است ديدم كه يك پرنده ي آبزي در حال عبور از  آبراه (بشارت)بود و همين موقع صداي شليك تير بعثي ها امد و من ديدم كه اين پرنده با عجله و شتاب كه حاكي از ترس باشد به زير آب فرو رفت و من ديگر چيزي نميدانم.

و الله اعلم                         26/5/64

 


ديروز عصر بود(25/4/64)و ما هنوز نخوابيده بوديم من دراز كشيده بودم و در همين حال صداي برخورد تيري به شناور و سنگر ما به گوشم رسيد به طوري كه تير نميدانم شايد در آن فرو رفت به هر حال لحظه ي بعد قطرات ريز آب بروي سر و صورتم فرو ريخت.

26/5/۶۴    حمدالله تعالي               فندرسكي

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 22:6  توسط اشنا  | 

بسمه تعالي

امروز روز 26/5/64است اين حقير ساعتي قبل شاهد بودم كه وقتي برادران در حال رفتن به سر پست در كمين جلوتر بودند يك تير در نيم متري وشايد هم كمتر از نيم متر از بلم انها فاصله داشت به داخل اب فرو رفت و دو برادر داخل بلم دراز كشيدند نمي دانم چرا تيرهاي قبلي همه وقتي در نزديكي ما فرود مي امد و به اب اثابت مي كرد كمانه كرده و دوباره اوج مي گرفت ولي نمي دانم چرا اين تير شوق پرواز نداشت.

ومن سجده ي شكر به جا اوردم

شكرا لله تعالي

26/5/64

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:42  توسط اشنا  | 

غمی که می خورم نادان چه داند

دو صد دانا به من حیران بماند

 

هر ان عاقل که از حالم بداند

دو دست ماتمش بر سر نشاند

 

 

جدایی می کند بنیاد مارا

فلک برساند به دشمن داد مارا

 

 

پسین گاهی برفتیم روی قبرت

شنیدند مرد و زن فریاد ما را

 

 

عزیزم زاری دل بی سبب نیست

مرا اسودگی در روز و شب نیست

 

 

برید شهرم خاکش را ببینید

شهیدم مرقد پاکش را ببینید

 

 

الهی خانه مسفربسوزد

گل از بلبل جدا کرد بلبل از گل

 

 

عذاب اخرت اماده اش ساز

که کرده پرپر از این بوستان گل

 

 

دو دستم زیر بار است ای برادر

دو چشمم در انتظار است برادر

 

 

برادر جان بیا سیرت ببینم

که دنیا بی قراراست ای برادر

 

 

بوی حسین می دهد شهر شهیدان ما

شمع فروزان است راه شهیدان ما

 گلعلی فندرسکی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:28  توسط اشنا  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

قلبم از کثرت گناه سیاه شده و عقلم از تفکر صحیح به همین واسطه باز مانده و من از داشتن قلبی سلیم و عقلی سالم بازماندم و محروم شدم،ولی ای خدای تبارک و تعالی ولا شریک،هرگز از مغفرت و بخشش و رحمت تو نا امید نشدم که ناامیدی بزرگترین گناه و نا امید شیطان است.وای خدا از تو می خواهم که بحق تقدس اسما حسنا که مرا از این پس دچار نا امیدی مکن که من به اجابت این دعا امید وارم.خدایا بدن مریض شده از کثرت و زیادی غفلت مرا با اب یقین و تقوا شفا بخش و کاری  کن که نام تو باعث دوری من از گناه شود ونام تو در قلبم مکتوب گردد.انچنان کن که به مومنان نیکی کنم و در برابر بلایا و ازمایش های تو صبر پیشه کنم و تقوی را نصب العین خود سازم .

پروردگارا این حقیر و عبد و بنده ی ذلیل تو با قلبی شاد از اینکه مسلمانم و خصوصا این که شیعه هستم به درگاه تو روی اورده ام ودست به دعا برداشتم ؛چون یقین دارم که تو محمد(ص)و ال اورا بسیار دوست داری وهمچنین است کسی که پیرئ و محب ایشان باشد  پس خدایا دعایم را مورد اجابت خود قرار ده اجابتی زود مرا مطیع گردان مطیعی خوب و مرا مومن به خود گردان مومنی مرعوب وتورا به عزت و جلال و قدرت و منزلتت قسم که از گناهان کبیر و کثیر من در گذر و مرا مشمول عنایات خود گردانی و مرا راهرو واقعی محمد(ص)و ال او قرار دهی و مرا از شیطان دور کرده و به خود نزدیک کنی.

انک علی کل شئ قدیر

ای ما همه معلول و تو علت                   مخلوق تو از کثیر و قلت

رفتار مکن با من به عدلت                     کین بنده بود محتاج فضلت

گلعلی فندرسکی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:28  توسط اشنا  | 

بسمه تعالی

عصر روز 23-5-64بعد از اذان بود که صدای فرود خمپاره ای در نزدیکی ما در حدود 20 متری امد ولی صدای انفجاررا انتظار          می کشیدیم که صدایی به گوش نرسید و بعد از چند لحظه دیدیم که یک منور بود که افتاد و بر روی اب روشن شد هنوز از خاموش شدن منور چیزی نگذشته بود که صدای فرود دیگری به گوش رسید اینبار نه صدای انفجار امد ونه روشنایی منوری خدا می داند که چه بود ،البته از این اتفاق ها زیاد افتاده است در پشت سنگرما چند خمپاره شاید در 10متری ما فرود امد ولی عمل نکرد.

 ای عمل نکرد همه با هم بلند ای عمل نکرد

الحمدلله تعالی

فندرسکی 23-5-64

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:43  توسط اشنا  | 

 

 

بسمه تعالی

حدودا می باید روز 15-5-64باشد که من سه روز بود که به خط مقدم و این کمین امده ام (کمین محمود یا حبیب ابراه شیلات)داخل سنگر نشسته بودیم که تیری به بالای سر من حدودا چند سانتیمتری اصابت کرد و سپس به طرف بالا کمانه کرد و ما پتویی را که سایه بان کرده بودیم که تیر بعد از کمانه کردن ان را سوراخ کرد و به نی های خشکیده ی کپر بر خورد کرد و مقدار زیادی اشغال به سرم ریخت.

الحمد لله تعالی

فندرسکی 26-5-64

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:30  توسط اشنا  | 

                                       

                                              بسمه تعالی

شاید روز 18-5-64بود که با رفقا داخل سنگر نشسته بودیم و در اطراف ما خمپاره های 60و80و120 منفجر می شد و تیرهای مستقیم کالیبر از بالای سر ما رد می شد و چه بسیار هم بود در همین بین تیری به جعبه ی مهمات ما که گلوله ها و موشکهای ار پی جی در ان بود اصابت کرد و خرج ار پی جی منفجر شد و دودی بلند شد وما سریع به بیرون دویدیم و برادران شروع کردن به خاموش کردن اتش و بعد از چند لحظه موفق شدند وقتی جعبه را بیرون اوردیم یک موشک و خرج ار پی جی منفجر شده بودند و خوشبختانه چاشنی ان صدمه ندید والا...

الحمدلله تعالی

والسلام

یا زهرا(س) ادرکنی

گلعلی فندرسکی    22-5-64سه شنبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:45  توسط اشنا  | 

روز 20-5-64بود و من مفاتیح راجلو گذاشته و مشغول خواندن دعا های هنگام غروب بودم که به یکباره خمپاره ای در کنار ما منفجر شد وترکش در 20سانتیمیری من از لای شکاف شناور ها فرو رفت و من شکر خدای را با سجده ای به جا اوردم .و حدود چند دقیقه بعد یکی از رفقا که حدود 40 سال داشت زخمی شد و تیر کالیبربه دست و پای او اصابت کرده و دو انگشت دست راست وی را متلاشی کردو دست چپ وپای چپ او چندان صدمه ندید و از پای دیگر او خون شدیدی می امد و همیشه بر لبش ذکرمهدی جانم مهدی جانم بوده.

والسلام

یا مهدی ادرکنی

گلعلی فندرسکی          سه شنبه22-5-64

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:7  توسط اشنا  |